ریزشهای شدید امروز در بازار کریپتوکارنسی فراتر از یک نوسان ساده روی نمودار هستند. در حالی که بسیاری از معاملهگران تازهکار با دیدن کندلهای قرمز دچار ترس شده و دارایی خود را به حراج میگذارند، تحلیلگران باسابقه به دنبال ریشههای این اتفاق در دادههای درونزنجیرهای (On-chain) و رفتار نهنگها هستند.
به گزارش نرخیتو واقعیت این است که بازار برای رشد پایدار، نیاز به دورههای استراحت و نفسگیری دارد که به آن «اصلاح قیمت» میگوییم؛ اما زمانی که عوامل اقتصادی نظیر تغییرات نرخ بهره یا فشارهای نظارتی وارد عمل میشوند، بازار ممکن است وارد فاز سقوط شود. شناخت این تفاوتها و پرهیز از تصمیمات هیجانی ناشی از ترس (FUD)، وجه تمایز میان معاملهگران حرفهای و بازندگان در روزهای بحرانی بازار است.
اصلاح موقت بازار و ویژگیهای طبیعی آن در روندهای صعودی
اصلاح قیمت که در اصطلاح مالی به آن Correction (کاهش موقت قیمت برای تعدیل رشدهای سریع گذشته) میگویند، یک اتفاق کاملا طبیعی و حتی ضروری است. این اتفاق معمولا در دل یک روند صعودی رخ میدهد. تصور کنید قیمت بیت کوین در یک ماه ۵۰ درصد رشد کرده است؛ در این شرایط، بسیاری از معاملهگران تصمیم میگیرند بخشی از ارزهای خود را بفروشند تا سود خود را قطعی کنند. این فشار فروش باعث میشود قیمت کمی پایین بیاید.
اصلاح موقت بازار چند ویژگی کلیدی دارد:
افت قیمت محدود است: در بازارهای سنتی کاهش ۱۰ درصدی را اصلاح میگویند، اما در بازار پرنوسان ارزهای دیجیتال، افتهای ۱۰ تا ۲۰ درصدی و گاهی حتی ۳۰ درصدی هم اصلاح در نظر گرفته میشوند.
مدت زمان کوتاهی دارد: این دوره معمولا از چند روز تا چند هفته طول میکشد و قیمتها خیلی زود به مسیر رشد خود برمیگردند.
سطوح حمایتی حفظ میشوند: در زمان اصلاح، قیمت از Support Level (سطح حمایتی: محدودهای از قیمت که خریداران در آنجا جذابیت خرید میبینند و مانع ریزش بیشتر میشوند) پایینتر نمیرود.
در واقع، اصلاح قیمت فرصتی است تا خریداران جدید وارد بازار شوند و انرژی لازم برای رشد بعدی فراهم شود.
روند نزولی طولانیمدت یا بازار خرسی و تفاوت آن با اصلاح قیمت
در مقابل اصلاح موقت، ما با پدیدهی سقوط بازار یا ورود به Bear Market (بازار خرسی: دورهای طولانی و فرسایشی که در آن قیمتها مدام کاهش مییابند و ترس بر بازار حاکم است) روبهرو هستیم. سقوط بازار دیگر یک استراحت ساده نیست، بلکه تغییر مسیر کامل اقتصاد بازار است. اگر دوندهی ما در بخش قبل فقط برای نفسگیری ایستاده بود، در سقوط بازار، دونده به شدت آسیب دیده و باید ماهها استراحت کند تا درمان شود.
سقوط آزاد بازار ارزهای دیجیتال معمولا به دلایل بسیار بزرگتری رخ میدهد. مثلا وقتی یک بحران اقتصادی جهانی پیش میآید، یا دولتها قوانین سختگیرانهای وضع میکنند، ترس عمیقی در دل سرمایهگذاران مینشیند. تفاوتهای اصلی این حالت با اصلاح قیمت عبارتند از:
عمق ریزش: قیمتها معمولا بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد، و در مورد ارزهای کوچکتر گاهی تا ۹۰ درصد کاهش مییابند.
زمان طولانی: زمستان بازار ارزهای دیجیتال ممکن است از چند ماه تا حتی چند سال طول بکشد.
تغییر احساسات: در اصلاح قیمت، معاملهگران همچنان امیدوارند و به دنبال خرید در قیمتهای پایینتر هستند. اما در بازار خرسی، ناامیدی شدیدی حاکم میشود و بسیاری از افراد سرمایهی خود را با ضررهای سنگین از بازار خارج میکنند.
جدول مقایسه: نشانههای اصلاح قیمت در برابر سقوط آزاد بازار
با شناخت این تفاوتها، دفعهی بعد که بازار رنگ قرمز به خود گرفت، به جای تصمیمگیری از روی ترس، میتوانید با آرامش بررسی کنید که آیا بازار صرفا در حال نفسگیری است یا وارد یک دورهی رکود طولانیمدت شده است.
مهمترین دلایل فاندامنتال ریزش بازار ارزهای دیجیتال
وقتی دربارهی دلایل فاندامنتال (بنیادی و ریشهای) صحبت میکنیم، منظورمان نگاه کردن به پشتپردهی بازار است. تحلیل فاندامنتال دقیقا مانند این است که به جای نگاه کردن به سرعتسنج یک خودرو، موتور آن و شرایط جاده را بررسی کنیم تا بفهمیم چرا ماشین در حال کاهش سرعت است. قیمت ارزهای دیجیتال فقط به خاطر خطوط روی نمودارها بالا و پایین نمیرود؛ بلکه مجموعهی پیچیدهای از اتفاقات واقعی در دنیای اقتصاد باعث این نوسانات میشود. در این بخش، مهمترین عواملی که میتوانند موتور محرکهی بازار را خاموش کنند و باعث سقوط قیمتها شوند را با هم بررسی میکنیم.
تاثیر اقتصاد کلان و سیاستهای پولی (نقش نرخ بهره بانکی و تورم جهانی)
یکی از بزرگترین اشتباهات افراد تازهکار این است که فکر میکنند دنیای رمزارزها یک جزیرهی جداگانه و بیارتباط با اقتصاد سنتی است. در حالی که شرایط اقتصاد کلان (Macroeconomics: وضعیت کلی اقتصاد جهان شامل تورم، اشتغال و تولید) تاثیر مستقیمی روی جیب سرمایهگذاران دارد.
زمانی که تورم در جهان بالا میرود، بانکهای مرکزی بزرگ مانند بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) برای کنترل قیمتها دست به کار میشوند و نرخ بهرهی بانکی را افزایش میدهند. افزایش نرخ بهره دقیقا مانند یک جاروبرقی عمل میکند که پولهای سرگردان را از بازارهای پرریسک جمع میکند. وقتی بانکها سود بدون دردسر و تضمینشدهی بالایی به سپردهها میدهند، سرمایهگذاران بزرگ ترجیح میدهند پول خود را از بازار پرخطری مانند کریپتو خارج کنند و در بانک بگذارند. این خروج گستردهی پول، باعث افت شدید تقاضا و در نتیجه ریزش قیمتها میشود.
فشارهای قانونگذاری و محدودیتهای دولتی علیه کریپتوکارنسیها
ارزهای دیجیتال به گونهای طراحی شدهاند که بدون مرز باشند، اما دولتها دوست ندارند کنترل خود را روی جریان پول از دست بدهند. هر زمان که یک کشور قدرتمند قوانین سختگیرانهای برای این بازار وضع میکند، موجی از نگرانی سراسر بازار را فرا میگیرد.
برای مثال، تاثیرات این محدودیتها را میتوان در موارد زیر دید:
ممنوعیت استخراج یا ماینینگ در کشورهایی مانند چین که باعث افت موقت اما شدید شبکهی بیت کوین شد.
وضع مالیاتهای سنگین بر درآمد حاصل از معاملات رمزارزها که تمایل به سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
شکایت سازمانهای دولتی از پروژههای بزرگ یا صرافیها به اتهام فروش اوراق بهادار ثبتنشده.
وقتی چنین اخباری منتشر میشود، سرمایهگذاران از ترس مسدود شدن داراییهایشان یا غیرقانونی شدن فعالیتهایشان، به سرعت ارزهای خود را میفروشند.
بحران صرافیهای بزرگ و تاثیر هک شدن شبکههای بلاکچینی
پایهی اصلی تمام بازارهای مالی، اعتماد است. سرمایهگذاران پول خود را در صرافیها و شبکههای مختلف قرار میدهند چون به امنیت آنها اعتماد دارند. حالا تصور کنید متوجه شوید بزرگترین بانک شهر شما ورشکسته شده یا صندوق گاوصندوق آن را دزدیدهاند؛ واکنش طبیعی شما چیست؟ قطعا سریعا برای برداشت پول خود اقدام میکنید.
در دنیای رمزارزها نیز همین اتفاق میافتد. صرافیهای ارز دیجیتال محل نگهداری میلیاردها دلار سرمایهی مردم هستند. اگر یک صرافی بزرگ به دلیل مدیریت ضعیف ورشکسته شود یا یک شبکهی بلاکچین (Blockchain: دفتر کل توزیعشده و دیجیتالی که اطلاعات داراییها و تراکنشها را ثبت میکند) هک شود، اعتماد عمومی به شدت خدشهدار میشود. در این حالت، کاربران برای نجات سرمایهی خود هجوم میآورند و این فشار فروش عظیم، قیمت ارز دیجیتال را به پایین میکشد.
رفتار نهنگها و تاثیر فروشهای سنگین بر عرضه و تقاضا
بازار ارزهای دیجیتال مانند یک اقیانوس است که ماهیهای کوچک (سرمایهگذاران خرد) و نهنگها در آن شنا میکنند. نهنگ ها (Whales: افراد یا موسساتی که مقدار بسیار عظیمی از یک ارز دیجیتال را در کیف پول خود دارند) قدرت عجیبی در تعیین مسیر بازار دارند.
قانون پایهای اقتصاد یعنی قانون عرضه و تقاضا در اینجا به شدت خود را نشان میدهد. وقتی یک نهنگ تصمیم میگیرد برای تامین نقدینگی یا ذخیرهی سود، مقدار زیادی از بیت کوینهای خود را در صرافی بفروشد، حجم عظیمی از ارز به صورت ناگهانی وارد بازار میشود. خریداران عادی توانایی خرید این حجم از ارز را ندارند، در نتیجه کفههای ترازوی بازار به هم میخورد و قیمت برای پیدا کردن خریدار جدید، به سرعت سقوط میکند. حرکت یک نهنگ میتواند یک موج بزرگ ایجاد کند که تمام ماهیهای کوچک را با خود ببرد.
روانشناسی جمعی سرمایهگذاران و غلبه چرخه ترس در بازار
انسانها موجوداتی احساساتی هستند و این احساسات در بازارهای مالی بیش از هر جای دیگری خود را نشان میدهد. وقتی یکی از دلایل بالا باعث افت اولیه قیمت میشود، چرخهی ترس در ذهن معاملهگران فعال میشود. با دیدن رنگ قرمز روی صفحهی نمایشگر، افراد تازهکار احساس خطر میکنند و به سرعت وارد حالت دفاعی میشوند.
این شرایط منجر به فروش هیجانی (Panic Selling: فروختن داراییها در پایینترین قیمتها صرفا از روی ترس و بدون هیچ منطق تحلیلی) میشود. این رفتار شبیه به زمانی است که در یک سالن سینمای شلوغ، یک نفر فریاد میزند آتش! همه بدون اینکه حتی دودی ببینند، به سمت درهای خروجی هجوم میبرند و در این مسیر به یکدیگر آسیب میزنند. در بازار نیز فروش هیجانی افراد ترسیده، باعث افت بیشتر قیمت میشود و این افت قیمت، ترس افراد بیشتری را برمیانگیزد و یک چرخهی باطل و نزولی شکل میگیرد.
تاثیر اخبار منفی رسانهها و ایجاد وحشت عمومی (FUD)
رسانهها نقش بنزین روی آتش را بازی میکنند. شبکههای اجتماعی و سایتهای خبری برای جذب مخاطب بیشتر، معمولا اخبار منفی را با تیترهای بسیار درشت و اغراقآمیز منتشر میکنند. در دنیای سرمایهگذاری، به این پدیده فاد (FUD: مخفف سه کلمهی ترس، عدم قطعیت و شک، که به انتشار اخبار منفی با هدف ایجاد وحشت اشاره دارد) میگویند.
گاهی اوقات یک شایعهی تاییدنشده دربارهی ممنوعیت کریپتو در یک کشور یا احتمال ورشکستگی یک شرکت، چنان با سرعت در شبکههای اجتماعی پخش میشود که قبل از تکذیب شدن آن توسط منابع رسمی، بازار دهها درصد ریزش میکند. سرمایهگذاران بمباران اطلاعاتی میشوند و در فضای مهآلود شک و تردید، ترجیح میدهند دارایی خود را به پول نقد تبدیل کنند تا از طوفان احتمالی در امان بمانند.
نقش عوامل تکنیکال و ساختاری در تشدید Market Crash
گاهی اوقات ریزش قیمتها هیچ ربطی به اخبار منفی یا مشکلات اقتصادی ندارد، بلکه ساختار خود بازار و ابزارهای معاملهگری باعث این اتفاق میشوند. برای درک این موضوع، بازار را مانند یک ساختمان چند طبقه در نظر بگیرید؛ اگر پایههای ساختمان سست باشد، یک لرزش کوچک میتواند باعث فروریختن کل طبقات شود. در دنیای رمزارزها، ساختار معاملات و رفتار تکنیکال قیمتها میتواند یک افت کوچک را به یک سقوط وحشتناک تبدیل کند. بیایید ببینیم این مکانیزمهای درونی چگونه عمل میکنند.
رویداد لیکویید شدن زنجیرهای در معاملات اهرمی و فیوچرز
بسیاری از معاملهگران برای کسب سود بیشتر، از معاملات اهرمی (Leverage) در بازار فیوچرز استفاده میکنند. استفاده از اهرم مانند رانندگی با سرعت بسیار بالا است؛ هیجانانگیز است اما با کوچکترین اشتباه، تصادف مرگباری رخ میدهد.
صرافیها برای محافظت از پولی که به شما قرض دادهاند، یک خط قرمز دارند. اگر قیمت برخلاف پیشبینی شما حرکت کند و ضرر معامله به اندازهی سرمایهی اولیهی شما برسد، صرافی وارد عمل میشود و اصطلاحا شما را لیکویید میکند (Liquidation: بسته شدن اجباری و خودکار معامله توسط صرافی برای جلوگیری از ضرر بیشتر، که به معنای از دست رفتن کل پول معاملهگر است).
حالا رویداد زنجیرهای چگونه رخ میدهد؟
ابتدا یک خبر بد یا فروش عادی باعث افت چند درصدی قیمت میشود.
این افت کوچک، باعث لیکویید شدن معاملهگرانی میشود که از اهرمهای بسیار بالا استفاده کردهاند.
صرافی برای بستن معاملهی این افراد، ارزهای آنها را به صورت خودکار میفروشد.
این فروشهای خودکار باعث ریزش بیشتر قیمت میشود و به دنبال آن، گروه بعدی معاملهگران لیکویید میشوند.
این فرآیند دقیقا مانند افتادن مهرههای دومینو است و میتواند در عرض چند دقیقه، قیمت یک ارز دیجیتال را به شدت پایین بکشد.
منابع:
کیف پول من
Bajaj Finance
Binance
این خبر در وبسایت «نرخیتو» منتشر شده و توسط سامانه خبر۳۶۰ گردآوری شده است.
پس از پایان زمان، به صفحه اصلی خبر منتقل خواهید شد.





دیدگاه کاربران