به گزارش کریپتو اسلیت، ۱۰ شبکه رمزارزی که زمانی در میان پروژه‌های مهم و مشهور بازار قرار داشتند، اکنون ارزش بازار ترکیبی ۱۲.۰۶ میلیارد دلاری دارند و به‌طور میانگین ۹۷.۱۳ درصد پایین‌تر از بالاترین سطح تاریخی خود معامله می‌شوند.

به گزارش نرخیتو در میان این پروژه‌ها، آوالانچ با ارزش بازار ۲.۹۱ میلیارد دلار بزرگ‌ترین شبکه این فهرست است و برای بازگشت به سقف تاریخی خود به رشدی حدود ۲۱.۵ برابری نیاز دارد. در مقابل، اینترنت کامپیوتر یا ICP که اکنون ۹۹.۷ درصد پایین‌تر از اوج خود قرار دارد، برای رسیدن به ارزش قبلی باید حدود ۳۲۳ برابر رشد کند.

در مدل اقتصادی این شبکه‌ها، تأمین امنیت، پاداش اعتبارسنج‌ها و توسعه اکوسیستم معمولاً از طریق عرضه توکن‌های جدید و خزانه پروژه انجام می‌شود؛ مدلی که تنها زمانی پایدار است که ارزش توکن‌ها در سطح مناسبی باقی بماند.

در چنین سطحی از افت قیمت ارزهای دیجیتال، انتشار همان مقدار توکن جدید منابع مالی بسیار کمتری برای پروژه ایجاد می‌کند، در حالی که همچنان باعث رقیق شدن (Dilution) سهم دارندگان توکن و افزایش مداوم عرضه در بازار می‌شود؛ آن هم در شرایطی که تقاضای کافی برای جذب این توکن‌های جدید وجود ندارد.

سوال نگران‌کننده‌تر این است که آیا این ده شبکه در صورتی که توکن‌هایشان هرگز به اوج خود بازنگردند، همچنان می‌توانند بودجه امنیت، کمک‌هزینه‌ها و مهندسی شبکه خود را تأمین کنند؟

کریپتو‌اسلیت شاخصی به نام نسبت پوشش یارانه (Subsidy Coverage Ratio) معرفی کرده که از تقسیم کارمزدهای پرداختی کاربران بر پاداش‌ها و مشوق‌های توکنی به دست می‌آید. اگر این نسبت برابر با ۱ باشد، یعنی درآمد حاصل از کارمزدها تمام هزینه مشوق‌های شبکه را پوشش می‌دهد؛ اما اعداد کمتر از ۱ نشان‌دهنده وابستگی شبکه به انتشار توکن یا سایر یارانه‌ها برای تأمین هزینه‌هاست. این شاخص مشخص می‌کند که یک شبکه برای رسیدن به خودکفایی مالی، تا چه اندازه باید درآمد ناشی از استفاده کاربران را افزایش دهد یا هزینه‌های خود را کاهش دهد.

از آنجا که برخی شبکه‌ها کارمزدهای دریافتی را می‌سوزانند و این درآمد به اعتبارسنج‌ها یا ماینرها نمی‌رسد، کریپتو‌اسلیت شاخص دیگری با عنوان نسبت پوشش امنیتی واقعی (Routed Security Coverage) نیز معرفی کرده است. این شاخص کارمزدی را که اعتبارسنج‌ها و ماینرها واقعاً دریافت می‌کنند با پاداش‌های اجماع مقایسه می‌کند تا مشخص شود آیا درآمد آن‌ها برای تأمین هزینه‌های امنیت شبکه کافی است یا همچنان به انتشار توکن وابسته هستند.

شواهد چه می‌گویند؟

شواهد نشان می‌دهد بسیاری از شبکه‌های بلاکچینی هنوز فاصله زیادی تا خودکفایی مالی دارند. برای مثال، Algorand در حالی میلیون‌ها توکن به اعتبارسنج‌ها پاداش داده که درآمد حاصل از کارمزدها بسیار ناچیز بوده است. در Internet Computer نیز کاهش قیمت توکن ICP باعث می‌شود شبکه برای پرداخت همان هزینه ثابت به اپراتورهای نود، توکن‌های بیشتری منتشر کند. Filecoin با طرح جدید Solstice قصد دارد پاداش‌ها را بیشتر به استفاده واقعی از شبکه و مشتریان پولی گره بزند و Polkadot نیز انتشار توکن‌های جدید را به‌تدریج کاهش داده و هم‌زمان سیستم توزیع درآمدهای شبکه را بهینه کرده است.

در همین حال، Cosmos Hub همچنان نرخ انتشار پاداش بالایی دارد و پژوهشگران پیشنهاد داده‌اند میزان انتشار توکن بر اساس تقاضای واقعی بازار تنظیم شود. Avalanche با وجود ارزش بازار بالای خود، همچنان از مدلی استفاده می‌کند که کارمزدهای تراکنش را می‌سوزاند و پاداش اعتبارسنج‌ها را از محل انتشار توکن‌های جدید پرداخت می‌کند.

از سوی دیگر، Flare و Ethereum Classic با اصلاح سازوکار انتشار و کاهش تدریجی پاداش‌ها به دنبال کنترل تورم هستند، در حالی که Worldcoin و Pi Network چالش متفاوتی دارند؛ اولی با کاهش سرعت آزادسازی توکن‌ها و دومی با وابستگی به رشد استفاده از اپلیکیشن‌ها و پرداخت‌های درون شبکه برای توجیه ادامه توزیع توکن‌ها.

چه آینده‌ای پیش رو است؟

فشار مالی ناشی از افت قیمت توکن‌ها در همه شبکه‌ها یکسان نیست و هر پروژه باید تصمیم بگیرد که کمک‌هزینه توسعه‌دهندگان را حفظ کند، انتشار توکن را کاهش دهد یا برای حفظ ذخایر خزانه از هزینه‌ها بکاهد. در این شرایط، اعتبارسنج‌ها و ماینرها هزینه‌های خود را با پول واقعی پرداخت می‌کنند، اما پاداششان را به شکل توکن‌هایی دریافت می‌کنند که بخش زیادی از ارزش خود را از دست داده‌اند؛ در نتیجه، اپراتورهای کوچک‌تر معمولاً زودتر از شبکه خارج می‌شوند. هم‌زمان، توسعه‌دهندگان با کاهش منابع مالی مواجه می‌شوند و دارندگان توکن نیز همچنان اثر رقیق شدن سرمایه خود را تحمل می‌کنند.

در سناریوی خوش‌بینانه، استفاده واقعی از شبکه و درآمد حاصل از کارمزدها افزایش می‌یابد و به‌تدریج جای انتشار توکن را در تأمین هزینه‌های شبکه می‌گیرد؛ به‌عنوان مثال، Filecoin با افزایش تقاضا برای ذخیره‌سازی و Polkadot با اصلاح ساختار درآمدی می‌توانند به این هدف نزدیک شوند.

اما در سناریوی بدبینانه، شکاف میان درآمد کارمزدها و پاداش‌های توکنی حفظ می‌شود، پروژه‌ها برای حفظ منابع مالی کمک‌هزینه‌ها را کاهش می‌دهند و اعتبارسنج‌های کوچک به دلیل کاهش ارزش پاداش‌ها از شبکه خارج می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از پروژه‌ها از جمله Filecoin، Polkadot، Cosmos Hub و Flare از هم‌اکنون در حال اصلاح مدل اقتصادی خود هستند. در نهایت، آزمون اصلی این شبکه‌ها طی دو سال آینده این خواهد بود که آیا درآمد حاصل از استفاده واقعی کاربران و کارمزدها می‌تواند بدون اتکا به انتشار مداوم توکن، هزینه‌های شبکه را تأمین کند یا خیر.

منبع خبر

این خبر در وب‌سایت «نرخیتو» منتشر شده و توسط سامانه خبر۳۶۰ گردآوری شده است.

30ثانیه
انتقال خودکار به سایت منبع

پس از پایان زمان، به صفحه اصلی خبر منتقل خواهید شد.

مشاهده خبر در سایت منبع